8

هنوز 9 نفراز  اعضای شرکت‌کننده در مجمع عمومی سالیانه‌ی کمیته‌ی هماهنگی  همچنان در بازداشت و بلاتکلیفی بسر می برند

 پس از گذشت 9 روز از بازداشت اعضای شرکت‌کننده در مجمع عمومی سالیانه‌ی کمیته‌ی هماهنگی در 26 خرداد ماه 1391 در کرج، هنوز 9 نفراز این عزیزان همچنان در بازداشت و بلاتکلیفی بسر می برند و هیچ پاسخ روشنی درباره‌ی وضعیت آنان به خانواده هایشان داده نشده است.

6 تن از آنان تحویل نیروهای امنیتی رشت شده‌اند و طی تماسی تلفنی با خانواده های خود گفته‌اند که در بازداشت اداره اطلاعات رشت هستند. «مسعود سلیم‌پور» و «فرامرز فطرت‌نژاد» دارای سابقه‌ی بیماری حاد هستند و خانواده و دوستان این دو عزیز به شدت نگران سلامتی‌آنان می باشند.

همچنین سرنوشت جلیل محمدی ، ریحانه انصاری، علیرضا عسگری  که در کرج نگهداری می‌شوند نیز نامعلوم است. پیشتر نیروهای امنیتی گفته بودند که روز  شنبه (3 تیرماه) به دادگاه کرج مراجعه کنید، پرونده‌ها یشان را به آن‌جا فرستاده‌ایم. اما امروز که خانواده‌ی این 3 تن به دادگاه شهرستان کرج مراجعه کردند با این جواب روبرو شدند که هیچ پرونده‌ای برای ما فرستاده نشده و آن‌ها هنوز در مرحله‌ی بازجویی هستند و فعلاً به این‌جا مراجعه نکنید.  "علیرضا عسگری" و "ریحانه انصاری" با خانواده‌های‌شان تماس گرفته‌اند ولی تا کنون "جلیل محمدی" هیچ تماسی با خانواده خود نداشته است. در ضمن امروز خواهر جلیل محمدی که همراه دیگر اعضای خانواده جلیل محمدی  جهت پیگری پرونده نامبرده  به دادگاه مراجعه کرده بودن با توهین و تحقیر و بی حرمتی شدید مامورین روبرو شدند و به شیوه ای غیر انسانی با خواهر و بستگان جلیل محمدی برخورد شده است .

ما اعضای کمیته‌ی هماهنگی  ضمن محکوم کردن هتک حرمت و توهین و تهدید به خانواده  جلیل محمدی ، ادامه بازداشت  این 9 نفر را غیر قانونی دانسته  و سریعا و بدون هیچ قید و شرطی خواهان آزادی  فوری این عزیرن از زندان می باشیم. ما از تمامی تشکل ها ، نهاد ها کارگری و تمامی کسانی که دل در گرو رهایی جنبش کارگری دارند می خواهیم به ادامه  این بازداشت های اعتراض  کرده و خواستار آزادی آنان شوند.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

3 تیرماه 1391

  امروز شنبه 3 تیر ماه 1391 محمد عبدی پور، یکی از اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری به ادراه اطلاعات سقز احضار شد.

مامورین اداره اطلاعات از ساعت 9 صبح تا ساعت  12 با ایجاد فضای رعب و و حشت و باز جویی چند ساعته به او گفته بودند  که باید اواز عضویت کمیته هماهنگی استعفاء داده و ایشان حق ندارد با هیچ رسانه ای مصاحبه نماید در غیر اینصورت به شدت با او برخورد خواهد شد. محمد عبدی پور  در جواب ضمن دفاع ازحقانیت خود و کمیته هماهنگی یاد آور شده بود که  وظیفه خود می داند که از حقانیت  خود و دیگر کارگران دفاع نماید و هیچ وقت تسلیم این گونه فشار ها نخواهد شد.

ما اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری بارها اعلام کرده ایم و اعلام خواهیم کرد که ما کارگران و فعالین کارگری متشکل در کمیته هماهنگی وظیفه انسانی و طبقاتی خود می دانیم که از منافع خود و دیگر کارگران در برابر مناسبات سرمایه داری دفاع کنیم وبا اینگونه فشار های پلیسی  به مبارزه به حق خود پایان نخواهیم داد. ما  ضمن محکوم کردن احضار و تهدید اعضای کمیته هماهنگی  خواستار آن هستیم که میترا همایونی ، فرامرز فطرت نژاد، ریحانه انصاری ، سعید مرزبان ، مسعود سلیم پور ، مازیار مهرپوز، سیروس فتحی،جلیل محمدی و علیرضا عسگری هر چه سریعتر از  زندان آزاد شوند

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

سوم تیر ماه 1391

 اخبار کارگری 22 ژوئن برابر با 2 تیر 139

تهیه و تنظیم

احمد فارسی

 

تحریم خرید "شیر و نان"

در شرایطی که اقتصاد ایران یکی از بدترین دوره‌های خود را سپری می‌کند، برخی از کاربران فضای مجازی پیشنهاد کرده‌اند که شهروندان در اعتراض به گرانی و تورم به مدت سه روز نان و شیر خریداری نکنند.

یک کاربر وب‌سایت بالاترین تصویری از صفحه‌ی یک موبایل را به اشتراک گذاشته که در ان نوشته شده است: شنبه، یکشنبه، دوشنبه در اعتراض به گرانی و تورم نان و شیر خریداری نمی‌کنیم. فقط سه روز با هم متحد باشیم. برای کمک به هموطنان کم درآمد و آسیب پذیرمان. لطفا اطلاع رسانی کن هموطن.

کاربران دیگر هم با اشتراک گذاشتن این عکس مدعی شدند که این پیام "به سرعت در حال پخش شدن است". وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های مختلف نیز به بازنشر این خبر پرداخته‌اند.

در فیسبوک نیز چند رویداد (Event) با هدف دعوت از کاربران فضای مجازی برای اعلام مشارکت در تحریم شیر و نان آغاز شده است. در همین حال این تبلیغات واکنش‌های منفی را به همراه داشته است.

 

ماجرا از کجا آغاز شد؟

هر ازگاهی در فضای مجازی می‌توان دعوت‌هایی به این صورت را یافت که دعوت کننده‌ی آن مشخص نیست. وبلاگ‌"پرسیس" درباره بانیان طرح تحریم خرید نان و شیر می‌نویسد: «عده‌ای از مادران ایرانی در پی افزایش قیمت شیر و نان طی حرکتی که از بطن جامعه است و گروه سیاسی‌ای در آن دخالتی نداشته خواهان تحریم ۳ روزِ خرید شیر و نان شده‌اند و از همه مردم ایران خواسته‌اند به این موج متصل شوند

 

تحریم تان و شیر منتقدانی نیز دارد

چند وبلا‌گ‌نویس دیگر هم مطالبی مشابه را نوشته‌اند و می‌گویند این دعوت از سوی "جمعی از مادران میهن" صورت گرفته است. گرچه توضیح نمی‌دهند که این مادران به چه صورت این فراخوان را منتشر کرده‌اند. شاید به همین علت نیز کمتر سایت رسمی به این موضوع پرداخته است.

با این حال "پرسیس" در بخش دیگری از مطلب خود مدعی شده است: «این پیامک با سرعت بسیار زیادی به گردش درآمده و طیف بزرگی از مردم آن را در مدت زمان کمی دست به دست کردند و با استقبال شگفت‌انگیزی که بوجود آمده این واقعیت را بر همگان روشن ساخت که اراده و عزم ملی چه قدرتی دارد

وب‌سایت خبرنگاران سبز نیز با انعکاس این خبر می‌نویسد: «سکوت را بشکنیم و در اولین قدم با اتحاد به یاد فقرا و مستمندان و قشر کارگر و متوسط جامعه که در این فصل از تاریخ کشور به نان شب نیز محتاج شده‌اند از خرید "نان و شیر" در سه روز اول هفته آتی به تاریخ سوم چهارم و پنجم تیر ماه خودداری کنیم

یک صفحه فیسبوک هم با عنوان "اعتراض" تشکیل شده که این تحریم را با عنوان جنبش بزرگ اعتراض به گرانی تبلیغ می‌کند.

 

انتقاد از اکتیویست‌های دنیای مجازی

تحریم خرید نان و شیر اما منتقدانی نیز داشته است. این منتقدان معتقدند که این‌گونه فراخوان‌ها به علت اینکه از بطن جامعه نجوشیده است نمی‌تواند راهگشا باشد.

کاربری در فیسبوک این پرسش را مطرح می‌کند که این تحریم قرار است به کجا منتهی شود و چه شرایطی را رقم بزند؟ وی می‌افزاید این‌گونه طرح‌ها بدون توجه به شرایط اجتماعی ارائه می‌شود و نمی‌تواند قدرت بسیج کننده داشته باشد.

مهدی که کاربر هوادار حکومت ایران در فیسبوک است نیز در واکنش به طرح نوشته: «حکایتی است حکایت اپوزیسیون خانه به دوش و طرفداران داخلی‌شانمخصوصا وقتی که می‌بینند خریدار ندارند و به صرافت طرح‌های احمقانه می‌افتند. یک روز می‌گویند که در روشنایی روز چراغ ماشینتان را روشن کنید. ۳ روز دیگر تمنا می‌کنند نان و شیر نخرید

اسماعیل نیز با نگاهی انتقادی می‌نویسد: «داستان ایرانی جماعت اینه‌ که اون سه روز رو خرید نمی‌کنه اما روز قبلش می‌ره ۳۰ تا نون و ۳۰ تا شیر می‌خره برای اون سه روز... بله ما این‌جور مردمی هستیم

برخی منتقدان این گونه فعالیت ها را به عنوان اسلکتیویسم (slacktivism) تعریف می‌کنند. در فعالیت‌های اسلکتیویستی کاربران با "حداقل تلاش" که معمولا محدود به یک کلیک و فشردن دکمه‌ی ارسال است، احساس می‌کنند در راستای یک هدف اجتماعی یا سیاسی، کنش داشته و سهمی ادا کرده‌اند.

 

یکی از کارگران شرکت واحد تهران در گفتگویی با سایت اتحاد

پس از اعتراضات کارگران شرکت واحد در سال 84 ، عدم پرداخت حق جذب به کارگران شرکت واحد جدی ترین تبعیضی است که مانند سالهای پیش از 84 در حق ما اعمال میشود اما ما همچنان پیگیر این مطالبه قانونی ...

اتحادیه آزاد کارگران ایران: رانندگی در خیابانهای شهر شدیدا آلوده ای مانند تهران بدون تردید یکی از مشاغل بسیار سخت و زیان آور است. رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه علاوه بر این مسئله که فی نفسه با شغل آنان در هم آمیخته است هر دقیقه ای از کارشان توام با فشارهای شدید روحی روانی نیز هست. این رانندگان علیرغم شرایط بسیار طاقت فرسای کارشان هر روزه با غرولند مسافران نیز مواجه اند. کافی است تا بلیط گران شود، کافی است تا مسافری به علت فشارهای روحی روانی در زندگی اش، ایستگاهی که می باید پیاده شود یادش برود، کافی است تا اتوبوس به دلیل کمبودهای موجود در خطوط اتوبوسرانی دیر از راه برسد و جایی برای مسافران منتظر در ایستگاه بین خطوط نداشته باشد. همه اینها و دهها مسئله دیگر، هر کدام مساوی اعتراض مسافران به راننده هایی است که مجبورند برای گذران زندگی تا دوازده ساعت در روز، در گرما و سرمای تهران و آلودگی این شهر کار کنند. گذشته از اینها رانندگان شرکت واحد تهران همچون میلیونها کارگر در سطح کشور ناچارند تا با حقوق هایی که بطور متوسط (با اضافه کاری و با توجه به سابقه کار) حداکثر به هفتصد هزار تومان در ماه میرسد، زندگی کنند. با همین حقوق ناچارند تا اجاره بهای سرسام آوری پرداخت کنند و کلیه کالاهای اساسی زندگی را در شرایطی به قیمت چندین برابری سالهای گذشته خریداری کنند که دریافتی ماهیانه آنان تفاوت چندانی پیدا نکرده است. مجردها و تازه کارها باید با دریافت زیر مبلغ هفتصد هزار تومان تشکیل خانواده دهند، متاهلین با سابقه کار بیشتر و دریافت حداکثر ششصد هزار تومان در ماه باید یک زندگی خانوادگی را در عنفوان جوانی اداره کنند و دیگرانی که تمام عمر خود را در شرکت واحد قربانی کرده اند باید با دریافت حداکثر تا هشتصد هزار تومان در ماه هزینه تحصیلات دانشگاهی و یا هزینه سر و سامان گرفتن فرزندان دختر و پسر خود را فراهم کنند. با توجه به این وضعیت کارگران شرکت واحد طی ماه های گذشته تلاش کرده اند از حقوقی قانونی به نام "حق جذب" که به پرسنل شهرداری و سازمانهای وابسته به این نهاد پرداخت میشود برخوردار شوند. شرکت واحد یکی از نهادهای زیر مجموعه شهرداری تهران است اما در این نهاد به کارگران حق جذب پرداخت نمیشود!!

یکی از کارگران شرکت واحد در گفتگویی با سایت اتحاد در زمینه سابقه پرداخت حق جذب در شهرداری و دیگر سازمانهای زیر مجموعه آن اظهار داشت:

معاونت اداری شهرداری تهران آقای امانی طی سخنانی در جمع کارگران در روز جهانی کارگر در سال 1388 اظهار داشت با موافقت شهردار تهران از ابتدای سال(88) ده درصد به عنوان حق جذب به حقوق ماهیانه کلیه پرسنل شهرداری افزوده خواهد شد و از آنجا که شرکت واحد، آتش نشانی و تاکسیرانی زیر مجموعه شهرداری تهران هستند می بایست ده درصد معادل حقوق کارگران این نهادها به دریافتی آنان افزوده میشد. لذا این مسئله در خود شهرداری و سازمان آتش نشانی و تاکسیرانی و... اجرایی شد و ده درصد به حقوق ماهیانه پرسنل این نهادها افزوده شد اما این امر در شرکت واحد به اجرا در نیامد و ما کارگران در شرکت واحد از این افزایش محروم ماندیم.

وی در ادامه این گفتگو در باره اقدامات کارگران شرکت واحد برای دست یابی به حقوق قانونی حق جذب گفت: آنزمان شورای اسلامی وقت شرکت واحد از طریق نامه نگاری این مسئله را با مدیریت شرکت واحد در میان گذاشت اما توجهی به آن نشد و مدیریت با پرداخت حق جذب به کارگران موافقت نکرد و شورای اسلامی نیز اصراری بر این خواست نکرد تا اینکه اواخر سال 90 کارگران تصمیم گرفتند خودشان راسا از طریق جمع آوری امضا پیگیر این حقوق قانونی خود که دیگر تبدیل به حقوقی معوقه شده بود بشوند. لذا با امضای طوماری از شهردار تهران خواستند تا ده درصد افزایش حقوق مربوط به حق جذب در شرکت واحد نیز اجرایی بشود. اما دفتر آقای قالیباف عین طومار را به معاونت کارگری منابع انسانی شهرداری ارجاع کرد و مسئولین مربوطه در این معاونت اعلام کردند از آنجا که دستوری مبنی بر پرداخت ده درصد حق جذب دریافت نکرده ایم و این نامه فقط جهت استحضار به این معاونت ارسال شده است ما هیچ اقدامی در این زمینه نمیتوانیم انجام بدهیم. لذا کارگران شرکت واحد از آنجا که احتمال میدادند طومار مستقیما به دست شهردار تهران نرسیده باشد از طرق دیگری از جمله تماس با سامانه 1888 پیگیر خواست خود شدند.

این کارگر شرکت واحد در ادامه صحبتهایش افزود: البته معاونت کارگری منابع انسانی عین طومار را با این مضمون که این خواست کارگران شرکت واحد است برای مدیریت این شرکت ارسال کرد. اما هیچ نتیجه ای گرفته نشد به همین دلیل پس از حدود یکماه و نیم (از زمان ارسال طومار) کارگران نامه "پیروبرای شهردار تهران در زمینه خواست شان ارسال کردند و همزمان نامه ای با مضمون "عدم پاسخگویی شهرداری تهران به خواست کارگران" به استانداری فرستادند که پس از ارسال نامه "پیرو" مسئله خواست ما مبنی بر دریافت حق جذب مجددا جهت کارشناسی به معاونت منابع انسانی و معاونت کارگری منابع انسانی ارجاع شد که گویا آنان در جال بررسی موضوع هستند. البته پس از انتشار طومار ما از طریق ایلنا مشاور مدیر عامل شرکت واحد آقای رزم آزما طی تماسی با کارگران از آنان خواست تا طومار را در اختیار وی بگذارند و ما اینکار را کردیم.

این کارگر شرکت واحد در پایان این گفتگو اظهار داشت: پس از اعتراضات کارگران شرکت واحد در سال 84 این جدی ترین تبعیضی است که مانند سالهای پیش از 84 در حق کارگران شرکت واحد اعمال میشود اما ما همچنان پیگیر این مطالبه قانونی خود خواهیم بود.

 

همبستگی کسبۀ شهرها با اعتراض معدنچیان اسپانیا

اعتراض معدنچیان اسپانیا به کاهش چشمگیر یارانه های دولتی در بخش صنایع معدن، که روز جمعه به خشونت کشیده شده بود، دوشنبه وارد بیست و ششمین روز خود شد.

بستن راه های عبور یکی از شیوه های اعتراضی این کارگران است که در اقدامی روزانه صورت می گیردمعدنچیان با اشاره به کمک عظیم مالی به بانک ها، دولت اسپانیا را متهم می کنند که به بهانه بحران مالی سهم کارگران را به بانک ها می دهد.

یکی از معدنچیان اعتصابی در این باره گفت: “ما دوست نداریم با بستن جاده ها مردم را اذیت کنیم اما چاره ای نداریم.”

با گسترش حرکت اعتراضی معدنچیان، اعتصاب عمومی به تعدادی از شهرهای معدن خیز منطقه کشیده شده استروز دوشنبه کسبه و اصناف در تعدادی از شهرهای شمال اسپانیا در همبستگی با معدنچیان در حرکتی نمایشی به نام “شهر مرده“، ضمن نصب پوسترهای اعتراضی مغازه های خود را بستند تا از این راه مخالفت خود را با بسته شدن معادن ذغال ابراز کنند.

 

تظاهرات طرفداران جنبش ضد جهانی شدن در فرانکفورت

طرفداران ضد جهانی شدن و دیگر سازمان های غیر دولتی خواهان تصویب مالیات های بیشتر برای معاملات مالی در اروپا شدند.

گروه ضد جهانی شدن موسوم به اتک طرفداران خود و دیگر سازمان های غیر دولتی را دعوت به تجمع در فرانکفورت کرد.

آنها با تجمع در مقابل ساختمان بورس فرانکفورت آلمان اقدام به ساختن سنگر به عنوان سمبل مقاومت و مبارزه علیه اقدامات مالی زیان بار بنگاه های مالی و بورس کردند.

یکی از مخالفان جهانی شدن می گوید: “بحران اقتصادی طی چند سال اخیر به خوبی نشان داد که عدم وجود مقررات کافی در بخش بازارهای مالی و بورس چه نتایج زیان بار و وحشتناکی در پی دارد. باید قواعد وقوانین محکمتری برای بازارهای مالی تدوین شود. اولین اقدام تدوین مالیات برای نقل وانتقالات مالی است که می تواند ریتم و سرعت سفته بازی بازارهای مالی را در کوتاه مدتکاهش دهد.”

در بیانیه ای این گروه ها از دولت آلمان تقاضا کردند که با وضع مالیات بر درآمد خالص، وجوه حاصله را برای مبارزه با فقر و حفاظت محیط زیست به کارگیرد.

روز دوشنبه گذشته آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان که تحت تاثیر فشار احزاب اپوزیسیون مانند حزب سبزهای آلمان قرار دارد، اعلام کرد که اقداماتی را جهتوضع مالیات بر نقل وانتقالات مالی انجام خواهد داد.

 

معترضان در فرانکفورت خواستار اعمال مالیات بر بانکها شدند

صدها تن از معترضان در فرانکفورت پایتخت اقتصادی آلمان گردهم آمدندبرخی از آنها که در لباسهای شیک نقش بانکداران را بازی می کردند با کیف هایپر از پول تقلبی روابط حاکم بر بازار بورس و بانکداری را به سخره گرفتند.

 

بیانیه ی شورای کارگران بیکار سنندج در محکومیت بازداشت فعالین کارگری در شهر کرج

در شرایطی که مردم زحمتکش و کارگر ایران در اوج بیکاری، اخراج سازی و فقر و فلاکت و بی حقوقیِ مطلق اجتماعی به سر می برند و نابرابری ها و فاصله ی طبقاتی در ایران به حد اعلای خود رسیده و ما کارگران با معضلات و ناهنجاری های جامعه ی سرمایه داری دست به گریبان هستیم، تنها راه چاره برای بیان مصائب و مشکلات خود و پیگیری حقوق و مطالباتمان را در تشکل های خودساخته و طبقاتی¬مان یافته-ایم و در تلاش برای ایجاد آن می¬باشیم.

سیستم سرمایه داری در راستای مقابله با آن در روز جمعه 26/3/91 فعالین و کارگران متشکل در کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری را به شیوه ی بی رحمانه دستگیر و مورد ضرب و شتم و توهین قرار می دهند و آنان را بازداشت نموده و سعی در جلوگیری از تلاششان برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری می کنند و بعد از 32 ساعت اکثر آنان را آزاد و 9 نفر از این کارگران و فعالین هنوز در بازداشت به سر می¬برند و این بازداشت ها و ضرب و شتم ها در راستای جلوگیری از کار تشکل یابی و دفاع از مطالبات کارگران صورت می گیرد.

ما شورای کارگران بیکار، ضمن محکوم کردن حمله¬ی وحشیانه و غیر انسانی نیروی پلیس به فعالین کارگری و کارگران متشکل در کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری، خواهان آزادی بی قید و شرط باقیمانده اعضای در بازداشت این کمیته هستیم.

شورای کارگران بیکار سنندج – 30/3/91

 

در محکومیت بازداشت فعالین کارگری

فعالین کارگری و اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری که روز جمعه 26 خرداد برای برگزاری مجمع سالانه خود در کرج جمع شده بودند تا درباره معضلات و مشکلات پیشروی هم طبقه ای های خود به بحث و گفتگو بنشینند مورد هجوم نیروهای امنیتی قرار گرفتند و انان را با تندترین شیوه مورد اهانت و ضرب و شتم قرار دادند و سپس انها را به زندان رجایی شهر کرج منتقل کردند.

ما جمعی از کارگران خباز در سنندج بازداشت واهانت به این فعالین کارگری را محکوم می کنیم و خواستار ازادی بدون قید وشرط بقیه ی دستگیر شدگان می باشیم. و معتقدیم که ایجاد تشکلهای مستقل کارگری نه تنها جرم نیست بلکه یک حق طبیعی کارگران می باشد.

جمعی از کارگران خباز 30 خرداد 1391

 

دولت درمهار تورم و گرانی ناموفق بوده است

مشکلات مردم روز به افروز در حال اضافه شدن بر روی یک دیگر است ،جامعه تحت پوشش فقر در حال افزایش و مهمترین برنام مجلس افزایش نقش نظارتی بر دولت می باشد و تعارف هم نداریم.

ایلنا- رشت: نماینده مردم رشت در مجلس از عملکرد دولت در عدم توانمندی و موفقیت در کنترل و مهار تورم در جامعه انتقاد شدید و تصریح کرد: دولت برنامه مشخصی برای مهار تورم ندارد و باید جدی‌تر ورود پیدا كند.

به گزارش خبرنگارایلنا از رشت، غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی ظهر امروز با حضور در بین مردم در یکی از مساجد واقع شده در کمربندی شهید بهشتی این شهر مهم ترین مبحث حال حاضر سیاست خارجی کشور را برنامه گفتگو 5+1در مسکو عنوان کرد.

وی انرژی هسته‌ای را حق مسلم ملت بزرگوار ایران اسلامی دانست و اظهار داشت:اگر به هر شکلی از این حق کوتاه بیائیم به طور یقین نمی توانیم پاسخ نسل های آینده را بدهیم و ما را سرزنش خواهند کرد.

این مسئول با اشاره به سخنان اخیر مقام معظم رهبری، یادآورشد:غرب از ایران اسلامی می‌ترسد نه از ایران هسته‌ای و همه اظهارات مقامات غربی بهانه‌ای بیش نیست.

جعفر زاده ایمن آبادی، متذکرشد:باحضور همه روزه بین آحاد مختلف جامعه دریافته ام ،مردم دارند لحظه به لحظه اخبار مذاکرات 5+1 در مسکو را پیگیری می کنند و ملت ایران بدانند هرچه آنان اقتدار مردم کشورمان راببینند بیشتر عقب نشینی می کنند.

وی با تاکید بر این که نباید هیچ گونه نگرانی داشته باشند،اضافه کردمسئولین نظام موظف هستند از منافع تک به تک مردم کشورمان دفاع بکنند،بنابراین از تحریم ها خوفی نداشته باشید، وجود این تحریم ها به نفع ایران نیز بوده است.

این جانباز 70درصد جنگ تحمیلی در منطقه عملیاتی شلمچه ،بیان کرد: مردم اجازه بدهند با سیاست هایی که مقام معظم رهبری در بخش سیاست خارجی دارند تدوین وهدایت می کنند متناسب با آن پیش برویم.

جعفرزاده ایمن آبادی، در ادامه معتقد است اصل موضوع عدم عضویت نمایندگان گیلانی در کمیسیون کشاورزی مجلس صحیح است ولی نباید برخی از افراد حقوقی این استان با اظهار نظر در رسانه ها در کمال بی تقوایی به 13نماینده توهین کنند.

وی تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد در رشته عمران عنوان کرد و متذکر شد: در ابتدای شروع به کار فعالیت انتخاباتی در دوره اخیر مجلس در جلسات سخنرانی و در رسانه ها به مردم اعلام کردم به عضویت کمیسیون های عمران و بودجه در خواهم آمد و به عهد خود پای بند بودم.

عضو کمیسیون برنامه وبودجه مجلس نهم ، تاکید کرد:عضویت در این کمیسیون کار آسانی نیست و جعفرزاده ایمن آبادی و رهبری املشی با رایزنی های گسترده با دیگرهمکاران خود، رای گیری و برگزاری آزمون توانستند به عضویت آن دربیایند.

وی به منتقدین نمایندگان گیلانی توصیه کرد در بیان اظهارات خود در پشت تریبونهای رسمی و در گفتگو رسانه‌ها کمال انصاف را رعایت کنند و ارزیابی کنند کدام نماینده می توانست به عضویت کمیسیون کشاورزی دوره نهم مجلس در بیاید وآئین نامه داخلی قوه مقننه را مطالعه کنند که شرایط عضویت درکمیسیونها چیست .

این نماينده مجلس از مهم‌ترین چالشهای مجلس دوره نهم با دولت را عدم توان مندی وموفقیت دولت در کنترل ومهار تورم در جامعه عنوان وتصریح کرددولت برنامه مشخصی برای مهار تورم ندارد و باید جدی تر ورود پیدا بکند.

جعفرزاده ایمن آبادی با اذعان بر اینکه مردم به شدت گرفتارند و از گرانی و تورم از جمله نان و مرغ ناخرسندند،اضافه کرد:در این راستا از رئیس مجلس برای ایراد نطق اضطراری درخواست تعیین وقت کرده ام .

وی با تاکید بر این که در گیلان نیاز نبود که نان گران بشود ،خاطر نشان کرد:چرا استانداری گیلان در آن چیزی که قرار است به ضرر شهروندان تمام بشود ،پیش قدم ترین دستگاه در سطح کشور است؟

عضو مجمع نمایندگان گیلان در مجلس دوره نهم شورای اسلامی ، اظهار کرد : دولت موظف بود قبل از گران کردن نان نسبت به صنعتی کردن دستگاههای تولید نان ،آموزش و استفاده از نیروهای ماهر در پخت نان و پس از خالی شدن سیلوها از گندم اقدام بکند ،ولی توجه ای نکرد.

جعفرزاده ایمن آبادی با اشاره به افزایش 6درصدی خرید تضمینی گندم از 395تومان به 420تومان ،بیان کرد:استانداری گیلان قیمت نان را در رشت 70درصد افزایش داد وما به نمایندگی از مردم به این افزایش قیمت معترضیم.

وی با ابراز تاسف برای دولت که ادعا دارد در کشور نرخ تورم 10درصد است، گفت: وقتی مردم تخم مرغ را به جای 50تومان ،2000ریال و مرغ را 56000 میخرند دولت نمی‌داند نرخ تورم چقدر است.

عضو کمیسیون برنامه وبودجه مجلس نهم ، تصریح کرد : دولت برنامه مشخصی برای مهار تورم ندارد و مشکلات مردم روزبه افروز در حال اضافه شدن بر روی یک دیگر است ،جامعه تحت پوشش فقر در حال افزایش و مهمترین برنامه مجلس افزایش نقش نظارتی بر دولت است و تعارف هم نداریم.

  

تجمع جمعی از خانواده های فعالین کارگری بازداشت شده در کرج 

 

روز شنبه ٣٠خردادماه ١٣٩١ جمعی از خانواده های فعالین کارگری بازداشت شده در کرج در مقابل دادسرای انقلاب کرج واقع درخیابان آزادگان تجمع کردند. دو نفر از تجمع کنندگان پس از ساعت‌ها انتظار،موفق شدند تا به واحد بایگانی کامپیوتر دادسرا مراجعه کنند و از وضعیت زندانیان اطلاعی حاصل کنند.

 بر اساس اظهارات مسئولین مربوطه، نام هیچ یک از بازداشت شدگان و حتی کسانی که قبلا آزاد شده اند در دادسرا ثبت نشده است. خانواده های کارگران بازداشتی مجبور شدند که به زندان رجایی شهر و اداره اطلاعات مراجعه کنند.

مسئولین زندان رجایی شهر پس از چند ساعت اتلاف وقت اظهار داشتند که عده یی از بازداشت شدگان به اداره اطلاعات شهر رشت منتقل شده اند و مابقی در اداره اطلاعات کرج بازداشت هستند.

باتوجه به نظر وکیل احتمال انتقال برخی از این فعالین به شهر رشت امکان پذیر است. لازم به ذکر است که میتراهمایونی ، سعیدمرزبان، فرامرزفطرت نژاد، مسعودسلیم پور و سیروس فتحی از کارگران و فعالین کارگری در شهر رشت می باشند که احتمالا به زندان شهر کرج منتقل شده‌اند.

همچنین امروز سه شنبه 30 خرداد ماه، مامورین اداره اطلاعات شهر رشت به منزل سیروس فتحی رفته و ضمن تفتیش منزل وی کامپیوتر و تعدادی از کتاب هایش را با خود برده اند. 

ما "اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری" ضمن محکوم کردن آزار واذیت فعالین کارگری خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط آنان هستیم. هرگونه تفتیش و ایجاد رعب و وحشت برای کارگران و فرزندان خردسال و پدر و مادران سالخرده شان را قویا محکوم  کرده و خواستار پایان دادن به این تعرض غیرانسانی هستیم.

کارگران و فعالین کارگری هیچ جرمی مرتکب نشده اند. ما از همه ی کارگران و هم طبقه ای هایمان در سراسر دنیا می خواهیم که با ایجاد کارزار وسیع بین المللی به دفاع از حقوق طبقه ی کارگر و فعالین این طبقه برخیزند و خواستار آزادی کارگران زندانی باشند.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری 

31خرداد 1391

 

 محدودیت برای فعالین کارگری به نف چه کسانی است؟ 

فشار به سندیکای کارگران اتوبوسرانی شرکت واحد به جهت برگزاری جلسات هیات مدیره ودرپی آن دستگیری اعضای کمیته هماهنگی که برای مجمع عمومی خود گرد هم آمده بودند،نه تنها نقض حقوق انسانی و منشور جهانی سندیکاها و مقاوله نامه های سازمان بین المللی کار، امضاشده توسط دولت مردان قبلی و فعلی است، بلکه زیرپا گذاشتن اصول ۲۶ و۹ قانون اساسی نیزمی باشد. تدوین کنندگان اصل ۲۶ قانون اساسی به خوبی دریافته بودند که دیکتاتوری شاه نباید دوباره تکرار شود و عضویت در یک نهاد حقی است انسانی به همین خاطر تاکید کردند که «هیچکس را نمی توان از شرکت در آنها منع و یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت» و در اصل ۹ نیز متذکر شده اند که «هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی های مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند». 

پس از ٣۰ سال از تدوین این قوانین امروز شاهد برخوردهایی غیرانسانی و زیر پا گذاشتن فصل سوم قانون اساسی (حقوق ملت) هستیم. چه کسانی خواهان اجرایی نشدن فصل سوم قانون اساسی هستند؟ و به نفع چه کسانی است که کارگران خواهان حقوق اجتماعی و صنفی خود، در بند باشند؟ و سندیکاها و تشکلهای کارگری در محدودیت؟ سندیکاها منافع چه کسانی را تهدید می کنند؟ 
ما کارگران فلزکار مکانیک تاسف و نگرانی خود را از این روند اعلام کرده و باز هم اعلام می کنیم که این گونه برخوردها با فعالین کارگری مورد اعتراض کلیه سندیکالیست های ایران است. ما خواستار آزادی فوری کلیه زندانیان کارگری دربند هستیم. 

کارگران فلزکار مکانیک - ٣۰/٣/۱٣۹۱ 

 

گزارشی از حمله و بازداشت فعالین کارگری در کرج

zendanاینجا جمهوری اسلامی است 

اخبار روز: 

گزارش عینی از بازداشت فعالان کارگری و اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری. 
چند نفر در لیست نوبت برای صحبت هستند و یکی در حال صحبت کردن. صحبت ها پیرامون دستمزدهای ناچیز و سطح معیشت فلاکت بار طبقه ی کارگر است، پیرامون قراردادهای موقت و سفید امضا، پیرامون اخراج های دسته جمعی و پیاپی و... 
حدود ۶۰ نفر اعضای کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری و چند فعال کارگری و مهمان در منزلی در حاشیه ی کارگرنشین کرج دور همدیگر جمع شده اند تا ضمن برگزاری مجمع سالیانه این کمیته، در مورد مسائل و مشکلات کارگران و راه های مبارزه با این مشکلات با همدیگر صحبت کنند و چاره ای بیاندیشند. اکثر آنان از محیط کارشان راه افتاده و به این محل آمده اند و هنوز خستگی کار طاقت فرسا بر تن شان است. دیگر نزدیک ظهر است و همه خسته هستند و قرار است به زودی ناهار بخورند. خانه کوچک است و به همین دلیل مجبور شده اند تنگ هم بنشینند و برای این که همسایه ها اذیت نشوند آرام صحبت کنند... 
ناگهان از راهروی آپارتمان صدای هیاهو و تیراندازی می آید، همسایه ها جیغ می کشند. صحبت ها قطع شده و می خواهند بیرون بروند تا ببینند چه اتفاقی افتاده که ناگهان در شکسته می شود و افراد مسلح زیادی به داخل خانه هجوم می آورند، فریاد می کشند: «همه روی زمین بخوابید کثافت ها و... وگرنه شلیک می کنم»! چند نفری اعتراض می کنند که آخر شما کیستید و اگر مأمورید پس حکم ورودتان کجاست و در جواب ضربه های باتوم و سیلی و لگد و ناسزا دریافت می کنند. همه را روی زمین می خوابانند و از پشت به دستهایشان دستبند می زنند. چه منظره ای! کف خانه از کارگران و فعالان کارگری فرش شده است و مأموران روی کمرشان راه می روند و صدای استخوان هاشان به گوش می رسد. مأموران فریاد می زنند و ناسزا می گویند، چند نفر را شدیداً می زنند، سرم را بلند می کنم تا ببینم چه کسانی را می زنند، پیرمرد رنجوری را می بینم به نام رحمان ابراهیم زاده (پدر بهنام ابراهیم زاده) که زیر مشت و لگد جوانی خم شده است، آن طرف تر محمود صالحی است که دارد کتک می خورد و لابد چند ضربه هم به کلیه اش خورده است، محمد عبدی پور اعتراض می کند و با این که کتک می خورد همچنان به رفتار وحشیانه ی مأموران اعتراض می کند، علیرضا عسگری ایستاده است و زیر ضربه ها و دشنام های مداوم همچنان به ورود غیرقانونی مأموران اعتراض می کند، مازیار مهرپور شجاعانه اعتراض می کند و کتک می خورد، وفا قادری با آن جثه ی کوچک مانند کوه ایستاده است و به رفتار مأموران اعتراض می کند و نگاهش که می کنی دل ات قرص می شود، یک دختر جوان را با سر به دیوار می کوبند و ... ناگهان ضربه ی باتوم بر سرم می خورد و صدایی می آید که: «حیوان نفهم مگر با تو نیستم که سر پایین» و در ادامه چند ضربه ی لگد بر سر و کمرم وارد می شود. 
پس از حدود ۱۵ دقیقه همه را بلند می کنند و پای برهنه و یکی یکی از مقابل دوربینی که در راهرو در دست یک مأموری است رد می کنند. دو پله پایین تر مأمور دیگری ایستاده است که وظیفه اش لگد زدن به فردی است که از مقابلش رد می شود. لوله ی آب بر اثر تیراندازی مأموران ترکیده است و بازداشتی ها باید از زیر آب رد شوند، انگار کسی پشت سرشان آب می ریزد که زودتر بازگردند! همسایه ها که به شدت از سر و صدا و تیراندازی ترسیده اند بیرون آمده اند و مدام می پرسند که اینها چه کاره هستند و مأموران به آنها جواب می دهند که اینها آدم هایی فاسد و تروریست هستند! ده ها ماشین امنیتی و انتظامی بیرون پارک شده اند و مأموران بیشماری مقابل خانه قرار دارند و مسلح به انواع سلاح ها، انگار برای جنگ با گردانی نظامی و یا گروه بزرگی از سارقان مسلح آمده اند! همه را با سر هل می دهند به درون ون ها، چند نفر زمین می خورند و یکی از پیرمردها را با سر به در ماشین می کوبند، پیشانی اش پاره می شود و باز هم خون سرخ است که فواره می زند، چند نفر که نزدیک هستند اعتراض می کنند و با وجود تهدید، جلو می پرند و پیرمرد غرق در خون را بلند می کنند و با خود به داخل ماشین می برند. در هر ماشین تعداد زیادی را وارد می کنند و همه را روی سر و کول هم قرار می دهند به نحوی که حتا نفس هم به سختی می توان کشید. هوای داخل ماشین بسیار گرم است و جمعیت فشرده. دست بندهای پلاستیکی فشار می آورد و دست ها زخم شده است. ماشین ها راه می افتند و پس از حدود نیم ساعت به زندان رجایی شهر می رسند. 
در حیاط همه را روی زمین داغ پیاده می کنند و از آنجا که کفش به پای کسی نیست پای همه می سوزد. برخی علاوه بر دستبند، پابند هم دارند. همه را به صف می کنند و گونی کفش ها را جلوی پایشان خالی می کنند. پس از آنکه کفش ها پوشیده شد همه را به طرف در ورودی هدایت می کنند. در هنگام عبور چشم همه به جمله ای که بالای در ورودی نوشته شده است می افتد: 
"سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی" 
خنده ای بر لب کارگران و فعالان کارگری نقش می بندد و همگی به هم نگاه می کنند و می خندند، دست بندها فشار می آورد و همچنان می روند در راهروهای پیچ در پیچ زندان سرمایه. در جایی می ایستند و چشم بند به چشم هاشان می زنند. مأموری فریاد می زند و میگوید: «همه رو به دیوار، هر چه در جیب ها دارید خالی کنید، سرها پایین» و هر کس اندکی سر خود را بالا بیاورد یک پس گردنی محکم می خورد. آنها را در چند سلول تقسیم می کنند. درون سلولها بین فعالان کارگری بحث است، روحیه ها همه بالاست و می گویند: «از کمیته و جنبش کارگری دفاع خواهیم کرد. ما که کاری نکرده ایم، فقط از حقوق هم طبقه ای هایمان دفاع کرده ایم و تا جان در بدن داریم هم به مبارزه ادامه خواهیم داد»! و انصافاً هم دفاع کردند. 
همان شب شروع کردند به بازجویی های طولانی مدت. تلاش داشتند دستگیرشدگان را به گروه های سیاسی منتسب کنند، اما در جواب با پاسخ های محکم در دفاع از جنبش کارگری و رسالت و ماهیت کمیته ی هماهنگی روبرو شدند. بازجویی اکثر افراد همراه با کتک و توهین هایی زشت و زننده بود. تا فردا عصر وضع همین بود. عصر روز شنبه در سلول ها باز شد و تعدادی اسامی خوانده شد و آن ها را آزاد کردند. اما ۹ نفر هنوز در زندان هستند. یکی از آنها به نام فرامرز فطرت نژاد به شدت مریض است و به دارو و پزشک متخصص نیاز فوری دارد. دیگری به نام ریحانه انصاری مادر دختر نوجوانی است که پدرش فوت کرده و جز مادر کسی را ندارد تا از او نگهداری کند. جلیل محمدی تنها سرپرست مادر پیرش است و در غیاب او معلوم نیست چه بر سر مادرش خواهد آمد. نگرانی از وضعیت فعال کارگری علیرضا عسگری بسیار زیاد است زیرا بازجویی های او همراه با کتک و شکنجه های فروان بوده و بازجویان قصد داشته اند اتهام هایی دروغین به او نسبت دهند که البته با دفاع جانانه او همراه بوده است. از سرنوشت مازیار مهرپور، سعید مرزبان، سیروس فتحی، میترا همایونی و مسعود سلیم پور نیز هیچ خبری نیست و خانواده ها و دوستان این عزیزان به شدت نگران سلامتی آنها هستند. 
چند روز پیش اما در جریان اجلاس سالانه ی سازمان جهانی کار، دولت ایران به مناصب جدیدی دست یافت و با وجود گزارش ها و اعتراض های فعالان کارگری ایرانی و خارجی در مورد آزار و اذیت کارگران و فعالان کارگری در ایران و سرکوب تشکل های کارگری، این سازمان بین المللی بنابر ماهیت خود جانب سرمایه داری را گرفت و تلویحاً مجوز سرکوب بیشتر کارگران، فعالان کارگری و تشکل های کارگری را صادر کرد.

 

 
Mahmood Salehi
 گزارش چشم اندازبامدادی بی بی سی از یورش مأموران امنیتی به فعالان کارگری
منابع خبری نزدیک به فعالان کارگری گزارش داده اندکه روز جمعه بیش از 50 فعال کارگری در شهر کرج توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند.این در حالی است که به گزارش خبرگزاری ایلنا، نمایندگان ده هزار کارگر با ارائه طوماریبه دفتر وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی ایران به شرایط اقتصادی خود اعتراض کرده اند.
کارگران امضا کنندۀ طومار به عبدالرضا شیخ الاسلامیوزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی ایران، از طرح هدفمند کردن یارانه ها به عنوان قطعیارانه ها نام برده اند و نوشته اند که به رغم گرانی ناشی از آن، میانگین دستمزد کارگراندر سال 1390 و سال جاری خورشیدی نسبت به سال های قبل از اجرای مرحلۀ اول قطع یارانهها کاهش یافته است. عدم پرداخت به موقع دستمزد، استخدام با قراردادهای سفید امضا یابدون قرارداد و تغییر حقوق بازنشستگی، از میانگین دستمزد دو سال آخر به میانگین 5 سالآخر، موارد دیگری هستند که اعتراض کارگران را برانگیخته است. این در حالی است که گزارشها از ایران حاکی است که روز جمعه مأموران امنیتی با حمله به یک تشکل کارگری در کرج،بیش از 50 فعال کارگری را بازداشت کرده اند. محمود صالحی یکی از فعالان کارگری که دراین جلسه حضور داشته است می گوید که " نیروهای امنیتی تاکنون چند بار به مجامعآن ها حمله کرده اند".
محمود صالحی : 
"ما در خانۀ بچه ها جلسه داشتیم و از ساعت8 جلسۀ ما شروع شده بود، تا ساعت دوازده و بیست دقیقه، یک مرتبه گفتند آقا نیروها حملهکرده اند، وقتی ما متوجه شدیم تمام پشت بام های روبرو، بغل به بغل همان ساختمانی کهما هستیم همۀ نیروها آن جا مستقر شده بودند، بعداً آمدند در همان ساختمانی که ما بودیمدر را زدند گفتند ما کلید می خواهیم برویم پشت بام، یک نفر لباس شخصی بود، اصلاً فکرنمی کردیم که این بیایند بروند پشت بام، وقتی رفتند پیش بام، یک مرتبه با شلیک چندتا گلوله به ما حمله کردند و به هر حال تمام بچه های ما را که آن جا بودند دستبند زدند،پابند زدند، بعداً کتک کاری کردند، یکی از بچه های ما سرش شکست، به هر حال خیلی، خیلیناجوانمردانه ما را کتک کاری کردند و ما را به کمیتۀ مشترک که مستقر در زندان رجاییشهر هست بردند".
سازمان عفو بین الملل هفتۀ گذشته به مناسبت صد ویکمین دور سازمان جهانی کار با انتشار بیانیۀ مطبوعاتی به برخورد با فعالان کارگریدر ایران اعتراض کرده بود، عفو بین الملل در این بیانیه خواهان آزادی فوری و بدون قیدو شرط که تنها به خاطر فعالیت های مسالمت آمیز سندیکایی به زندان افتاده اند، شده بود.گزارش سایت کمیتۀ هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری حاکی است که از میان دستگیرشدگان روز جمعه حدود 50 نفر روز بعد آزاد می شوند، اما از سرنوشت 8 نفر از فعالان کارگریخبری در دست نیست، آقای صالحی که خود در میان بازداشت شدگان بود چنین می گوید؛ "اصلاً ما تفهیم اتهام نشدیم، یکی از اعتراضاتبچه های ما آن جا این بود که تفهیم اتهام بشویم، اما به محض ورود به زندان از ساعتدوازده و بیست دقیقه که ما دستگیر شدیم تا ساعت یک، که ما را به زندان انتقال دادنداز همان ساعت دیگر بازجویی های ما شروع شد و تا صبح ادامه داشت، حالا چند نفر از بچههای ما در زندان مانده اند، ما مشخصاً آن ها را تنها نمی گذاریم".
در طوماری که بیش از ده هزار کارگر ایرانی آن راامضا کرده اند از جمله آمده است که ناامنی شغلی، تعطیلی کارخانه ها و اخراج کارگراندر بدترین وضعیت نسبت به سال های قبل قرار دارد.
فعالان کارگری، قانون هدفمند کردن یارانه ها رااز جمله مواردی می دانند که موجب افزایش بیکاری در ایران شده است
 
 
 
ettahadye karegaranسندیکاهای کارگری فرانسه ث.اف.د.ت، ث.ژ.ت ، اف.اس.یو، سولیدر (همبستگی) و اونسا حمله به نشست سالانه «کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های,کارگری» را شدیدا محکوم می‌کنند. 
درتاریخ ۱۵ ژوئن ٢٠١٢ ( ۲٦ خرداد ) بیش از شصت فعال کارگری از جمله تعداد زیادی از اعضای «کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری» توسط مامورین امنیتی شهر کرج مورد حمله واقع شده ، دستگیر ، مضروب وشکنجه شدند. هنگام این عملیات نیروهای سرکوبگر برای ترساندن مردم تیر هوایی شلیک کردند. در حال حاضر، ده تن از فعالین کارگری هنوز در زندان هستند و برای تعدادی وثیقه هایی سنگین در خواست شده است. ریحانه انصاری به 20 روز زندان همراه با وثیقه ١٠٠ میلیون تومانی محکوم شده است. 
ما شدیدا نگران سرنوشت آنان بویژه وضیعت محمود صالحی که به دعوت ما در سمیناری که در ماه مارس در پاریس برگزار شد شرکت داشت واز وضع سلامتی مساعدی برخوردار نیست، هستیم. 
ما خواهان آزادی بی قیدوشرط تمام کارگران و هم چنین آزادی دیگر فعالین جنبشهای اجتماعی مانند رضا شهابی که از دو سال پیش در زندان بسر می برد و به شش سال زندان محکوم شده است، می باشیم. 
سازمانهای اتحادیه ای فرانسوی از خواست کارگران ایران برای برپائی تشکلات مستقل خود حمایت کرده ، به شهامت آنان درود می فرستند و از مقامات ایرانی می خواهند که به حقوق کارگران احترام بگذارند. 
ما یکبار دیگر به کارگران ایرانی درگیر درنبرد اطمینان می دهیم که بخش سازمانیافته کارگران فرانسه، از جمله سندیکاهای امضاکننده این اعلامیه ، با آنان همبستگی  دارند.
 
2012-06- 18 CFDT : Philippe Réau این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید + 33 6 48 36 03 93 
CGT : Ozlem Yildirim این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید + 33 6 51 28 73 01 
FSU : Dominique Giannotti این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید + 33 6 84 23 25 68 
Solidaires : Alain Baron این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید + 33 (0) 1 58 39 30 20 
UNSA : Saïd Darwane این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید + 33 6 71 85 16 65

چاپ

×

با ادامۀ گردش در این تارنما، شما بهره گرفتن از کوکی‌ها و یا فناوری‌های مشابه را می‌پذیرید.  بکارگرفتن کوکی‌ها برای ارزیابی شمار کاربران، ارائۀ کاربردها و آگاهی‌های تازه به آنان و نیز تبلیغات تجاری اهمیت دارد.