4
اخبار کارگری روز دوشنبه سوم سپتامبر 2012
 
پرونده کشتار معدن چیان در آفریقای جنوبی وارد مرحله‌ای تازه شد
یورونیوز
دادستانی آفریقای جنوبی روز یکشنبه به طور موقت اتهام ۲۷۰ معدنچی را که متهم به ایجاد اغتشاش و زمینه سازی کشتار ۳۴ تن از همکاران خود توسط نیروهای پلیس بودند پس گرفت.
بر این اساس دادستانی اعلام کرده است که تا پیش از تکمیل تحقیقات اتهامی مطرح نخواهد بود.
این پرونده یکی از مهم‌ترین موضوعات جزایی آفریقای جنوبی در سال‌های اخیر به شمار می‌آید و رئیس جمهوری این کشور از دخالت در آن خودداری کرده است.
منطقه ماریکانا در شمال غربی آفریقای جنوبی محلی است که کارگران یک معدن طلا در آن دست به اعتصاب زده و به دلیل حمل سلاح سرد از سوی پلیس و در برابر دوربین‌های روشن به رگبار بسته شدند.
از این واقعه به عنوان خشن‌ترین برخورد پلیس با شهروندان آفریقای جنوبی پس از پایان دوران تبعیض نژادی یاد می‌شود
 
فتح الله اسدزاده از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران درگذشت
فتح الله اسدزاده از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران روز پنج شنبه نهم شهریور ماه در سن 55 سالگی و پس از حدود یکسال مقاومت در برابر سرطان ریه درگذشت. وی کارگر کارخانه کولر غرب بود و یکسال و نیم پیش باز نشسته شده بود. فتح الله اسدزاده در طول حیات خود همچون میلیونها کارگر در ایران در فقر و فلاکت زیست. وی هنگام فوت در خانه ای سی متری در محله فرجه در حاشیه شهر سنندج همراه با خانواده 7 نفره خود زندگی میکرد. وی بمدت سی سال، کارگر کارخانه های فرش نقشین، گونی بافی گل بافت و کارخانه کولر غرب بود و در تمام طول دوران کارش با مواد شیمایی و رنگی سر و کار داشت.
اتحادیه آزاد کارگران ایران با ابراز تاسف عمیق از فوت فتح الله اسدزاده این ضایعه را به خانواده، همکاران و دوستان وی تسلیت میگوید. ما در غم از دست دادن فتح الله همدرد این عزیزان هستیم و آرزوی سعادت و بهروزی برای بازماندگان این عزیز داریم.
 
کارگران شرکت سپهر دیزل به مرخصی اجباری رفتند
طبق خبر دریافتی کارفرمای کارخانه سپهر دیزل به علت کمبود مواد اولیه و بدهی از اول شهریور همه 200 کارگر خود را به مدت یک ماه به مرخصی اجباری فرستاده است. کارخانه سپهر دیزل مونتاژ کننده اتوبوس است و نزدیک به شهر رباط کریم قرار دارد. 
 
درصورت عدم رسیدگی به خواستهای کارگران تعاونی مسکن نساجی کردستان، این کارگران دست به تجمع اعتراضی خواهندزد
اتحادیه آزاد کارگران ایران: کارگران تعاونی مسکن نساجی کردستان اعلام کرده اند در صورت عدم رسیدگی به خواست هایشان تا آخر هفته جاری، روز شنبه 18 شهریور ماه در مقابل اداره مسکن و شهرسازی سنندج دست به تجمع اعتراضی خواهند زد.
بنا بر گزارشهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران، کارگران تعاونی مسکن نساجی کردستان خواهان صدور مجوز ساخت مسکن در زمین متعلق به این تعاونی هستند اما اداره مسکن و شهرسازی سنندج از صدور این مجوز به بهانه قرار گرفتن این زمین در محدوده فرودگاه سنندج، خودداری میکند.
این کارگران حدود یکماه پیش و بدنبال بی توجهی مسئولین اداره مسکن و شهرسازی سنندج به خواست شان دست به تجمع اعتراضی زدند که حاصل آن برگزاری جلسه ای میان اعضای هیئت مدیره این تعاونی مسکن با مسئولین سازمان مسکن و شهرسازی سنندج و وعده این مسئولین برای حل مشکل کارگران در مدت 25 روز بود. اما پس از گذشت 25 روز هیچ پاسخ روشنی به کارگران عضو تعانی مسکن نساجی کردستان داده نشده است به همین دلیل این کارگران اعلام کرده اند چنانچه تا پایان هفته جاری به خواست شان رسیدگی نشود روز شنبه آینده 18 شهریور ماه در مقابل سازمان مسکن و شهرسازی سنندج دست به تجمعی اعتراضی خواهند زد
 
گزارشی ازکارطاقت فرساوخطرناک کارگران بارچین

رضا گر چه جواني بيست ساله و نسبتاً لاغراندام بود اما در هواي گرم مرداد به اتفاق دوست و همکار هم سن و سالش آن چنان سر و گردن و شانه هاي خود را زير بارهاي سنگين اثاثيه منزل مي داد که گويي عمرشان را به تمرينات ورزشي سخت و سنگين سپري کرده اند اما واقعيت اين است که نه رضا و نه حجت و نه همکار ديگرشان رمضان که او هم حدود ۲۷ سال بيشتر نداشت هيچ گاه فرصت ورزش کردن در سالن هاي ورزشي را پيدا نکرده اند! بلکه پيچ و خم هاي زندگي آنان را از دوران نوجواني به گردنه ها و سربالايي هاي سختي کشانده که مجبور شده اند به جاي درس و دانشگاه به کاري سخت و طاقت فرسا تن بدهند تا چرخ زندگي شان هر چند لنگ لنگان بچرخد و لقمه ناني براي سفره خود و پدر و مادرشان تهيه کنند. اين دو کارگر ساده و به اصطلاح «بارچين» اهل يکي از شهرهاي مرزي و کردزبان خراسان رضوي هستند. راننده کاميون نيز سي سال بيشتر نداشت گر چه راننده به اقتضاي شغلش فقط مسئوليت رانندگي را بر عهده دارد اما با لثه جراحي شده و متورم نيز مجبور به ادامه کار بود. رضا و حجت و همچنين رمضان پله هاي آپارتمان را يکي پس از ديگري پشت سر مي گذاشتند و اثاثيه منزل را بر دوش هم مي نهادند. حالا نوبت پايين آمدن از پله ها با آن يخچال سنگين و ديگر لوازم منزل بود. هر کدامشان هم بايد مراقب باشند که اثاثيه و بعد از آن در و ديوار خانه و راه پله آسيب نبيند و هم آن چنان گام بر روي پله ها بگذارند که پايشان نلغزد چرا که اندکي لغزش نه تنها آسيب جدي لوازم منزل و خسارت مالي را در پي دارد بلکه سلامت کارگر را به شدت تهديد مي کند. انتقال اثاثيه منزل از پله هاي آپارتمان به داخل حياط بعد از حدود دو ساعت به پايان مي رسد. ظرف اين دو ساعت چند بار کلمن آب پر و خالي مي شود. شدت گرما و عرق ريزان باعث نوشيدن پي درپي ليوان هاي آب شده است. حالا نوبت چيدن اثاثيه در کاميون است، اما پس از زور زدن هاي عجيب و غريب و کمرشکن ، چيدن بار هم تمام مي شود و درهاي کاميون را مي بندند. پس از رسيدن به محل مورد نظر نوبت پياده کردن اثاثيه با آن همه مراقبت و مشکلات مي شود. به عنوان صاحب اثاثيه، کارگران را باز به سمت پله هاي آپارتمان جديد هدايت مي کنم. باور کنيد خودم از نشان دادن پله ها به کارگران خجالت مي کشم. باز بايد همه اين اثاثيه که از چوب و فلز و آهن و پلاستيک است بر سر و شانه هاي اين کارگران جوان قرار گيرد و با مراقبت و با زحمت زياد از پله ها به طبقات بالا حمل شود. گر چه اين جوانان کارآزموده در پيچ و خم هاي زندگي، پله ها را با بارهايي که بر دوش دارند و با تحمل فشار بسيار زياد بالا مي روند و صدايشان در نمي آيد و بسيار مراقبند که اثاثيه منزل آسيبي نبيند اما انصاف حکم مي کند که صاحب بار و اثاثيه در کنج قلب خود خيلي بيشتر از آن چه به فکر آسيب نديدن لوازم منزل خود است نگران سلامت اين کارگران زحمت کش باشد. حالا گر چه در هنگام غروب آفتاب از هرم هواي مرداد کاسته شده، اما به وضوح آثار خستگي مفرط در چهره اين کارگران نمايان است. موقع حساب و کتاب مي رسد، بر اساس تعرفه مزد هر ساعت کار طاقت فرسا و خطرناک اين قشر زحمتکش چهار هزار تومان تعيين شده است، تعيين ۴ هزار تومان براي اين کار سخت و خطرناک و طاقت فرسا را پيش وجدان خود منصفانه نمي يابي. جالب اين که مبلغ قابل توجهي از اين ساعتي ۴ هزار تومان نيز به کيسه صاحبان باربري ها ريخته مي شود. با يک حساب سرانگشتي درمي يابي که حتي اگر اين کارگران و امثال اين افراد سي روز ماه را بدون تعطيلي روزي هفت ساعت کار کنند بعد از کسر سهم صاحبان باربري آن چه که براي اين کارگران مي ماند حتي کفاف اجاره يک خانه نقلي در نقاط محروم شهر و يک خورد و خوراک بسيار معمولي را هم نمي دهد چه رسد به پس انداز براي آينده! از همه مهم تر اين که اين کار بسيار سخت و خطرناک حتي در مقابل کارهاي ساختماني و کار در معدن آن چنان سخت و طاقت فرساست که بعيد به نظر مي رسد حتي آدم هاي قوي و کارکشته و سالم بتوانند بيشتر از ده يا پانزده سال در اين کار سخت دوام بياورند تازه آن هم به شرطي که در اين بالا و پايين رفتن از پله ها با اين اثاثيه منزل دچار سقوط و شکستگي اعضاي بدن نشوند. سختي کار اين قشر زحمتکش و مشاهده کار طاقت فرساي آنان از نزديک، اين بار مرا وامي دارد که از مسئولان ذي ربط و خصوصا اتحاديه مربوطه طلب حمايت هاي ويژه براي اين قبيل از کارگران کنم تا لااقل اين افراد از پوشش بيمه اي برخوردار شوند و تدبيري بينديشند که بتوانند از حداقل معيشت برخوردار شوند و همچنين در دوران حادثه ديدگي همين لقمه نانشان بريده نشود. نکته مهم ديگر اين که آيا واقعا نمي توان و نبايد چاره اي انديشيد که لااقل اجاره نشين ها که تعداد آن ها بسيار است با تمهيداتي که در نظر گرفته مي شود کمتر مجبور به جابه جايي و «خانه به دوشي» شوند، نکته ديگر اين که آيا واقعا نمي توان و نبايد در ساخت و تجهيز منازل به گونه اي عمل کرد که نيازي به جابه جايي اين همه اثاثيه منزل نباشد. نمي خواهم ادعا کنم که بايد مثل برخي کشورهاي اروپايي بشويم که ساکنان منازل براي جابه جا شدن فقط لوازم شخصي و مقداري از اثاثيه را جابه جا مي کنند، اما مي توان تدبيري انديشيد که لااقل براي اجاره نشين ها اثاثيه سنگين و ضروري که جابه جايي و حمل و نقلشان، هم خطرناک و هم هزينه بر و مشکل است به صورت مرکزي در هر آپارتمان تعبيه شود. مثلا حالا که بساط آن طاقچه هاي قديمي و متعدد و پستوها که کارآيي ها و کاربري هاي متعددي در خانه هاي سنتي و قديمي داشت جمع شده است، چه ايرادي دارد که در خانه هاي جديد، کمدها و محل استقرار اشياي ديگر بيشتر و کارآمدتر تعبيه شود تا ديگر نيازي به حمل انواع و اقسام کمد و بوفه و امثال اين ها نباشد از اين گونه مثال ها، موارد ديگري نيز مي توان ذکر کرد خصوصا اگر به اين جمله اقتصادي نسبتاً معروف توجه کنيم که گفته مي شود «خسارت هر چهار اثاث کشي برابر است با خسارت يک آتش سوزي کامل» آن وقت به اين نکته بيشتر پي مي بريم که شايد ضروري باشد فکري برداريم و تمهيدي بينديشيم که اجاره نشين ها مجبور نباشند اين همه اثاثيه از نخ و سوزن گرفته تا گاز و يخچال و کمدهاي سنگين را جابه جا کنند و علاوه بر لطمات روحي متحمل خسارات سنگين اقتصادي شوند.

از اين ها که بگذريم با اين که چند روز از آن روزهاي سخت اثاث کشي و مشاهده عرق ريختن آن جوانان زحمتکش در جريان حمل اثاثيه مي گذرد هر وقت چشمم به کاميون حمل اثاثيه مي افتد نه تنها دلم که پشتم مي لرزد و اين حر ف تنها من نيست بلکه اکثر اجاره نشين ها يکي از سخت ترين مشکلات زندگي خود را اجاره هاي نجومي و سرسام آور، خانه به دوشي و اثاث کشي هر ساله يا چند سال يک بار مي دانند. دوشنبه دو هفته پيش وقتي اثاثيه به طبقه سوم آپارتمان جديد منتقل شد و موقع حساب و کتاب رسيد با طيب خاطر علاوه بر تعرفه، انعام ناقابلي به عنوان هديه به اين جوانان زحمتکش پرداخت کردم و هر چند مشاهده آن همه عرق ريختن و سختي کشيدن آن کارگران جوان زير اثاثيه منزل برايم سخت و رنج آور بود اما خوشحال بودم که رضا، حجت و رمضان، گر چه کاري سخت و طاقت فرسا و خطرناک انتخاب کرده اند ولي لقمه هايي که سر سفره هايشان مي برند به پاکي و زلالي آب است و حلال و دسترنج آنان همانند بسياري ديگر از افراد و اقشار جامعه بي غل و غش و پاک و بي شبهه است نه مانند برخي که ربا مي خورند و رشوه مي گيرند و اختلاس مي کنند و به ناحق در بيت المال و کيسه مردم دست مي کنند و لقمه هاي حرام و چرکين و آلوده به کام خود فرو مي برند.
منبع:خراسان-11شهریور
 
سوءاستفاده از نیروی كار كودكان
به گزارش11شهریورایلنا،عضو جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان از کم کاری و عدم انجام وظیفه بازرسین اداره بازرسی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی انتقاد کرد.
براساس این گزارش،یاشار‌ پورخامنه، روند بازرسی در حوزه نظارت بر وضعیت نوجوانان را نامطلوب توصیف کرد وگفت: وضعیت سن، سختی کار، دستمزد و ساعت کار نوجوانان نیازمند رسیدگی سریع بازرسین وزارت کار است.
وی در ادامه افزود: من کارگاهی را سراغ دارم که نوجوانی ۱۴ ساله با دستگاه پرس ۱۹ تنی در آن کار می‌کرد. این در حالی بود که او روزانه با بیش ۱۰ ساعت کار پشت این دستگاه تنها ۲۴ هزار تومان دستمزد می‌گرفت.
پور خامنه تصریح کرد: البته همه کارفرما‌ها در برخورد با نوجوانان اینگونه نیستند اما در بهترین حالت دستمزدی معادل ۱۰۰ یا ۱۵۰ هزار تومان به آنان پرداخت می‌کنند.
این فعال حقوق كودكان وضعیت کارگاه‌های خانوادگی را بحرانی‌تر از سایر كارگاه‌ها عنوان کرد و اظهار داشت: در بسیاری از خانواده‌ها به دلیل وجود دیدگاه سنتی به دختران اجازه اشتغال در بیرون از خانه را نمی‌دهند و وقتی به سن ۱۲ یا ۱۳ سالگی می‌رسند کار‌های طاقت فرسایی را به آنان محول می‌کنند. بسته بندی کلوچه با مارک‌های حتی معروف یکی از کار‌هایی است که در کارگاه‌های خانوادگی انجام می‌شود.
عضو جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان سوء استفاده فراوان از نوجوانان در اشتغال را به دلیل ارزانی کار آن‌ها و عدم توانایی آنان در ایجاد تشکل و دفاع از حقوق خود دانست و در پایان اعلام کرد: در حالی که طبق قوانین بین المللی سن قانونی آغاز به کار ۱۸ سال است، سن ممنوعیت اشتغال در ایران ۱۵ سال اعلام شده که این امر خود به خود باعث ایجاد سوء استفاده‌های رایج در این زمینه می‌شود.
 
 

 

چاپ

×

با ادامۀ گردش در این تارنما، شما بهره گرفتن از کوکی‌ها و یا فناوری‌های مشابه را می‌پذیرید.  بکارگرفتن کوکی‌ها برای ارزیابی شمار کاربران، ارائۀ کاربردها و آگاهی‌های تازه به آنان و نیز تبلیغات تجاری اهمیت دارد.